الشيخ رسول جعفريان
518
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
است كه خدا از آن خشمگين است مگر در اين جايگاه . « 1 » شهداى مسلمان بالغ بر هفتاد تن بودند ، بسيارى از زنان انصار چند تن از بستگان خويش را در اين جنگ از دست داده بودند . همسر عمرو بن جموح ، جنازهء شوهر ، فرزند و برادرش را بر روى شتر انداخته به سوى شهر مىآمد . او مىگفت : همين كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم سالم است ، هر مصيبتى را سبك مىكند . شتر او كه در رفتن به سوى شهر تأمل مىكرد ، وقتى به سمت احد باز گردانده شد به سرعت حركت كرده و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آنان را در احد دفن كرد . « 2 » رسول خدا در راه به حَمْته دختر جحش رسيد . ابتدا او را بخاطر شهادت برادرش عبد الله تسليت گفت و زن صبورى كرد . بعد بخاطر شهادت دايى او حمزه ؛ آنگاه به خاطر شهادت مصعب شويش ، و اين جا بود كه حَمْته فرياد كشيد و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : شوهر براى زن منزلت ويژهاى دارد . « 3 » در اين جنگ ، بدان دليل كه جنبهء انتقامى داشت ( ابوسفيان مىگفت : يوم بيوم بدر ) افراد خاصى ، به دنبال قاتلان پدران خود مىگشتند . وحشى كه گفته شده غلام جُبَيربن مطعم يا غلام دختر حارث بن عامر بوده مأمور به قتل حمزه يا على عليه السلام شده بود . او در صحنهء جنگ به دنبال يافتن حمزه بود و سرفرصت با نيزهء خود او را به شهادت رسانده و جسد وى را مثله كرد . « 4 » واقدى هر آنچه را كه از اين جنگ شنيده فراهم آورده و بايد گفت بهترين خاطرات اين جنگ را او به ما رسانده است . از آنجا كه جنگ احد ، « جنگ شهادت » است خاطراتى از صبورى زنان ، شجاعت مردان و صحنههاى پر شور اخلاص در آن فراوان است . زمانى كه مسلمانان بر سر سعدبن ربيع كه دوازده نيزه خورده بود ، رسيدند ضمن آخرين نفسهاى خود ، خطاب به انصار گفت : الله ، الله ، و ما عاهدتم عليه رسول الله ليلة العقبه ، خدا را خدا ، رعايت كنيد در آنچه كه در شب عقبه با رسولش پيمان بستيد ، اگر كسى از شما زنده بماند و به رسول خدا صدمهاى برسد ، معذور نزد خداوند نخواهيد بود . « 5 » زمانى كه جنگ به آرامش گراييد ابوسفيان به كنار كوه و نزديك شِعْبى كه رسول
--> ( 1 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ، ص 67 ؛ دلائل النبوه ، ج 3 ، ص 234 ( 2 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 265 ؛ بسيارى از مصيبت ديدگان همين كه سلامتى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را مىشنيدندآرام مىگرفتند ، نك : المغازى ، ج 1 ، صص 292 - 291 ( 3 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ، ص 98 ( 4 ) . المغازى ، ج 1 ، صص 286 - 285 ؛ گفتهاند كه همو بعدها مسيلمه كذاب را كشت ؛ اما در زمان عمر ، بارهابخاطر شرابخوارى حد خورد تا آنكه عمر نامش را از ديوان حذف كرد ؛ عمر مىگفت : من مىدانستم كه خداوند قاتل حمزه را رها نمىكند ؛ نك : السيرة النبويه ، ج 3 ، ص 73 ( 5 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ، ص 95 ؛ المغازى ، ج 1 ، ص 293